تنها اتّهام
است که می ماند
وقتی که خبر انفجار در حسینیه رهپویان وصال منتشر شد، خانم جمیله کدیور، عضو اصلاح
طلب مجلس ششم که گاهی در روزنامه اعتماد مقالاتی منتشر می سازد، طی مقاله ای در این
روزنامه به ارائه لیستی از عاملین بالقوه این حادثه پرداخته و در میان گزینه ها
"طرفداران اندیشه بهائیت " را نیز از انگ و اتهام نصیبی داده اند.
آنچه نام بهاییان را در این لیست از بقیه گزینه ها متمایز می نماید آنست که در میان
این پنج گروه تنها بهاییان هستند که در جامعه و در بین مردم حضور فیزیکی داشته و با
آنان زندگی می کنند. تنها بهاییان هستند که در تیررس عداوت بعضی نادانان قرار دارند
و تنها بهاییان هستند که هیچ قانون و دادگاهی پناهشان نمی دهد. ایراد چنین اتهامات
بی پایه و اساسی تنها تمهید خشونت بر علیه یک اقلیت مظلوم است.
لذا عده ای از دوستان بهایی –و شاید هم غیر بهایی- با ارسال پیام هایی به وبلاگ ایشان
سعی نمودند تا مواضع صلح جویانه دیانت بهایی را که مغایر با هرگونه اقدام خشونت آمیز
و تلافی جویانه است به ایشان یادآور شده و ایشان را به رعایت عدل و انصاف دعوت نمایند
که البته ثمری نیز در پی نداشت و ایشان مصرانه به توجیه مدعیات خود پرداختند.
اکنون حدود یک ماه از آن داستان گذشته است و بادستگیری عاملان آن حادثه و ادعای وزارت
اطلاعات مبنی بر وابستگی های فکری و سیاسی مسببین، بر خوانندگان و شاید هم بر نویسنده
آن مقاله معلوم گردیده است که تنها مورد از قلم افتاده در لیست خانم کدیور عاملان واقعی
این حادثه بوده اند.
آری، اخبار منتشره حاکی از آن است که عاملان این حادثه نه بهائی بودند و نه با هیچ
میزان و مقیاسی از "طرفداران اندیشه بهائیت". نه خود بهایی بوده اند و نه
قوم خویشی، آشنایی، همسایه و یا دوست بهایی داشته اند تا بتوان آب را گل آلود نموده،
سناریوی تاریخی امیر عباس هویدا را برایشان بازسازی نمود و بر چسب انتساب به بهاییان
را به ایشان چسبانید. چرا که اگر این افراد حتّی به اندازه امیر عبّاس هویدا به دیانت
بهائی ربط داشتند (1)، بهائی ستیزان آنچنان در بوق و کرنا می دمیدند و قیامت برپا می
نمودند که احتمالاً بنده مجال نوشتن این مطلب نصیبم نمیشد.
در هفته گذشته، هفت نفر از مسئولین اداره امور بهائیان در ایران بازداشت شدند و به
این بهانه سایت خبری تحلیلی قدس (2)، خبری منتشر کرد با این عنوان: "فوری: دستگیری
گسترده رهبران بهائی به اتهام دخالت در بمبگزاری شیراز" (3). لطفاً به موارد ذیل
بجهت اطّلاع خبر نویس محترم به عرض می رسد:
(الف) عنوان خبر:
اگر چه در اخبار منتشر شده از سوی جامعه بهایی نیز از این ۷ نفر به عنوان رهبران جامعه
بهایی یاد شده است، اما در ذیل خبر توضیح داده شده است که این گروه با اطلاع دولت و
برای رفع حداقل نیازهای جامعه ۳۰۰۰۰۰ نفری جامعه بهایی ایران تشکلیل شده بود. لازم
به ذکر است که در دیانت بهایی طبقه روحانی و رهبری وجود ندارد و تمشیت امور و اداره
جامعه بر عهده محافل روحانی است. این محافل هرسال بصورت دموکراتیک توسط احاد افراد
جامعه بهایی انتخاب می شوند و وظیفه آنها رسیدگی به نیاز های اداری جامعه بهایی است.
از آنجا قوه قضایی جمهوری اسلامی تشکیلات بهایی را در سال ۱۳۶۱ منحل نمود لذا این هفت
نفر در سطح ملی و با اطلاع مراجع قانونی به تمشیت امور بهاییان ایران مشغول شدند. این
در حالیست که خبر نگار روزنامه قدس با یک انشای غیر حرفه ای، با پیروی از شیوه مرسوم
برخی روزنامه ها سعی در تحریف واقعیت نموده است. از عنوان و متن خبر چنین برداشت می
شود که گویی دستگیر شدگان رهبران یک گروه مافیایی بوده اند که بصورت پنهانی در ایران
زندگی می کرده اند و دولت ایران با یک شگرد حساب شده آنان را به دام انداخته است.
این در حالی است که این افراد همواره به مراجع قضایی و حفاظتی احضار می شدند و هر
از چندی مورد آزار و اذیت واقع و بعضا بازداشت می شدند. از این گذشته کلمه استفاده
از کلمه گسترده در باره هفت نفر چه توجیه ادبی دارد؟
(ب) متن خبر:
نویسنده در نوشتن متن خبر نیز منتهای سعی خود را نموده تا با استفاده از بار منفی بعضی
لغات و متاسفانه در بعضی موارد دروغ و اتهام به تحریف آشکار حقایق دست زند: قصد خروج
از کشور، حمله تروریستی، عقاید انحرافی این فرقه، وابستگیهای سیاسی، اهداف پشت پرده،
پشتیانی کامل دولت اسرائیل و ... . خبر نویس به هیچ وجه نه صحبت از کشف مدرکی میکند
(محض خاطر خدا برای حتی یکی از این دعاوی) و یا برای این اتّهامات گزاف دلیلی ارائه
می کند. البته این گونه غیر مستدل نوشتنها در چند دهه اخیر رویه بسیار رایجی است و
در آن نویسنده بدون هیچ دلیلی در مورد این تعابیر اتّهامات، با صراحت اعلام میدارد
که محرز است که بهائیان همواره جاسوس بوده اند و به وطن خیانت کرده اند. گو اینکه
در این زمینه هیچگاه مدرکی پیدا نشده است (5) ولی این نقصان صوری خدای ناکرده نباید
مانع از آن شود که در عزم استوار این نویسندگان و محقّقان در جاسوس خواندن بهائیان
خللی وارد آید (6).نویسنده محترم مدعی می شوند که بهائیان ارتباط گسترده ای با امریکا
و انگلیس و رژیم صهیونیستی دارند (آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری). البته چون ارتباط
گسترده است (مگر می شود ناچیز و غیر گسترده باشد؟) احتیاج به دلیل و مدرک هم نیست که
بیان کند چطور می توان با سه کشور بیگانه در آن واحد در ارتباط بود. اینکه بهائیانی
که حتی از احراز مشاغل دولتی محروم هستند چگونه می توانند نقش جاسوس سه جانبه را بازی
کنند معمائی است که شاید در ذهن خواننده شکل گیرد ولی نویسنده امیدوار است که برای
خواننده این ادعا را قبول کند و احتیاجی به هر گونه دلیل و توضیح برای این اتهامات
پیدا نشود. بر عهده نویسنده است که توضیح دهد که چگونه انتشار و توزیع یک لوح فشرده
(سی دی) باعث " بازگشت گروه زیادی از فریب خوردگان" گردید و برای نمونه اسم
و رسم یک نفر بازگشته از این خیل قریب خوردگان را ذکر نماید.
(پ) عکس
ملحق به خبر:
نکته دیگری که در مورد این خبر بنده را انگشت به دهان کرد، عکسی بود که کنار این خبر
گذاشته شده بود. خبر نویس در هیچ جای مقاله ذکری از اینکه افراد حاضر در این عکس چه
کسانی هستند به میان نمی آورد گوئی اینهم مانند اتهامات وارده اظهر من الشمس است و
احتیاجی به توضیح ندارد. این دیگر چه رسم خبری است؟ اگر خبر نویس قدری دقت میکرد که
در این عکس سیاه و سفید که 45 سال پیش بر داشته شده است نه نفر حاضر هستند و برخی از
آنان از این عالم رخت بر بسته اند، قبل از قرار دادن آن کنار خبری که در آن سعی شده
دستگیری هفت نفر را با یک حادثه اخیر مرتبط سازد، قدری تردید به خرج می داد و با این
امید که شاید خوانندگان حوصله شمردن افراد را پیدا نکنند از این عکس استفاده نمی کرد.
قرار دادن عکسی چنین نا مرتبط با خبر، دلیل دیگری است بر اینکه خبر نویسان و تحلیل
گران قدس در صدد جو سازی علیه بهائیان هستند تا در اندیشه خبر رسانی و تحلیل وقایع
جاری. دشوار است اطلاق خبر تحلیلی به چنین متنی که حاوی اینهمه اتهام غیر مستدل بدون
ارائه کوچکترین دلیل ومدرکی باشد و تنها عکس ارائه شده به عنوان شاهد هم هیچ ربطی به
خبر نداشته باشد.
(ت) موخره:
دستگیری و آزار ایرانیان معتقد به دیانت بهائی- به
جرم اعتقادشان- نه به صلاح آینده ایران است و نه به وجهه کشورمان در مجامع بین
المللی کمک می کند. چنین اعمالی در تضاد مستقیم با منشور حقوق بشر و میثاقهای بین
المللی می باشد که دولت ایران از امضا کنندگان آن است.
انشاء الله خداوند یاریتان نماید تا از اخبار
بنویسید نه از اخیال
الطافتان مزید
پدرام روشن
______________________________________________________________________________
* در خاتمه از زحمات مژگان روشن و پژمان
محبوبی تشکّر مینمایم.
(1) نه امیر عبّاس
هویدا بهائی نبود و نه پدرش و یا مادرش،
بلکه پدر بزرگش بهائی بود. بهائی ستیزان که غالباً بر این باورند که دیانت بهائی را بهتر از
بهائیان می شناسند همواره اصرار ورزیده اند که در دیانت بهائی - بر خلاف تصور بهائیان- نه تنها
دیانت موروثی است، بلکه شدّت این وراثت آنقدرهم شدید است که از پدربزرگ به نوه -خواه نا خواه- منتقل میشود، مخصوصاً
اگر این نوه مورد غضب مردم قرار گرفته باشد.
http://www.todaylink.ir/go/index.php?id=18573(2)
(3) از اینکه نویسنده املای صحیح لغت "بمبگذار" را
نمیداند بدون قضاوت می گذریم.
(4) آمار از بریتانیکا، منتشر شده در سال 2002میلادی.
(5) روزنامه کیهان هر از چندی مدرکی
متقن ضمیمه متن های مشابهی می کند که فی
المثل در آن یک مأمور ساواک از محافل
نوزده نفره صحبت می کند! تعداد اعضا در محافل
ملی- که در180 کشور عالم وجود دارد- و در محافل
محلی- که درحدود ده هزار منطقه عالم وجود
دارد- نه نفر است. اگر چشم مامور ساواک
مذبور دو تا هم می دید 9 نفر را 18 نفر می دید نه 19 نفر!
(6) این قضیه دشواری اصلی کاری بعضی
بهائی پژوهان است. نتیجه تحقیق از قبل مشخص است، مدرکی هم در میان نیست و این
عزیزان میسوزند و با این معضل میسازند و مدرک نداشته و نتیجه از پیش معلوم را به
وصال هم می رسانند.
_____________________________________________________________________________
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 8:31 توسط صبا
|